سال زندگي كند؟ بااين همه، بسيار مردم خوب هم بودند كه از آگاهي به خطاها و مشاهده و ترس از جنايات وصفناپذير تقريباً دچار جنون ميشدند. جاي شگفتي نيست كه آنان درصدد نجات از اين وضع و اظهار آن برميآمدند. دست كم بايد خود را سبكبار ميساختند. از اين رو، تعجب نميكنيم كه مقارن سال 1260 ــ هنگامي كه اچلينو مرده بود، ولي بسياري از مردم عقيده داشتند كه روح شيطاني او هنوز زنده است ــ نوع جديدي از هيجان ديني خود را از طريق سازمان برادران تازيانهزن نمايان ساخت. نخستين گروه مهم تازيانهزنان در 1260، در پروگيا ظاهر شد؛ و نمونههاي آن در اندك زماني، در رم و ساير نقاط ايتاليا به وجود آمد.
لازم نيست بگويم تازيانهزني ابداع تازهاي نبود. مصريان، يهوديان و بعدها، مسيحيان اين كار را ميكردند، و اين نوعي اداي كفاره و تحقير خويشتن بود1. با اين حال، تا سدهٴ يازدهم، اين كار در قلمرو مسيحيت نادر بود. از نخستين روحانياني كه آن را توجيه كرد و كوشيد تا بدان كار سر و صورتي بخشد سان پيترو دامياني (988 ـ 1072)، اسقف كاردينال اوستيا بود، ولي تا هنگامي كه در سدهٴ سيزدهم، دومينيكيان و فراسيسيان بر آن صحه نهادند و آن را در همه جا رواج دادند، اين كار قبول عام نيافته بود.
تازيانهزنان، كه در 1260 پديد آمدند، گامي جلوتر رفتند و اين سير تحولي عجيب را كامل كردند. تازيانه زدن، به جاي اين كه فعاليتي ثانوي باشد، هدف اصلي اين فرقهٴ برادري شد. آيا اين ارائهٴ بهترين وسيلهٴ اعتراض عمومي نسبت به گناهان و مفاسد عصر نبود؟ روش محبوب اين فرقه براي كفاره دادن به صورت روشي براي تهذيب و ايثار درآمد.
شكل تازهٴ دين عاميانه با سرعت يك بيماري رواني، نه فقط در شمال ايتاليا، بلكه در فرانسه، آلمان، بوهمي، و هلند هم انتشار يافت و با قدرت عجيبي با هر نوع حميت ديني سازگار شد، و به نوبهٴ خود انتشار بدعتهاي ديني را تسريع كرد. تعداد تازيانهزنان و شور آنان چنان بالا گرفت كه وقتي گروههاي نيمهعريانشان در حوالي شهرها پديدار ميگشت، درها به رويشان بسته ميشد. هر رويدادي شور و حميت آنان را بيشتر ميكرد و در آن روزهاي مدهش، بلا و فاجعه كم نبود. بعدها، طاعون آن را به اوج خود رساند. در برخي موارد تعصب تازيانهزنان موجب برانگيختگي احساسات ضديهودي ميشد؛ و اين خود هميشه يك منبع اغتشاش بود. عجيب نيست كه شهرنشينان هميشه از آنان هراس داشتند.
مقامات كليسا مجبور بودند از اين زيادهرويها جلوگيري كنند. كلمنت ششم در فرمان سال1349، رسماً آنان را تكفير كرد. (كلمنت ششم از 1342 تا 1352، در آوينيون پاپ شد). اين